🌻🌻

نوشته های قاطی پاتی  من از من

کلاس بچه ها

سارا
🌻🌻 نوشته های قاطی پاتی  من از من

کلاس بچه ها

این کلاس بچه ها هم یه دغدغه شد برام!!!چون مدرسه ها تعطیل ان،و عملا سرویس نمیاد،ایاب ذهاب بچه ها با اولیا است.دیگه تنبلی رو بزارم کنار ،فکر چاره باشم.پدر همسر دیگه حس بردن بچه ها رو نداره،جلسه پیش دیگه فهمیدم مایل نیست،البته حقم داره،حس صبح بیدار شدن رو نداره،براهمون خودم باید بچه هارو ببرم بیارم به کلاسشون،براهمون جلسه قبل براشون اسنپ گرفتم فرستادم،نگرانشون میشدم،ولی هم با اپلیکیشن اسنپ نیگا میکردم کجان و همم بعد رسیدنشون به لچم زنگبدم و گفت رسیدن.خیالم راحت شد.ولی برگشتنی خودم رفتم دنبالشون،میخوام فردام اگر عمری موند باز همین کارو بکنم ،براشون اسنپ بگیرم بفرستم،برگشتنی هم باز اسنپ بگیرم،بچه ها سوار بشن برگردن،دیگه دنبالشون نرم.هم بزرگ بشن،همم کم کم راه بیفتن،همم خودم یواش یواش بکشم کنار تا بچه ها دیگه نمه نمه مستقل بشن،همچنان که دورادور مواظبشون هستم همونطور هم اجازه بدم خودشونو دیگه هندل کنن،و البته خودمم دیگه همیشه نیستم و‌نخواهم بود،همیشه که حس و حال خوبی ندارم که بچه ها رو‌همراهی کنم،بهتره نمه نمه وابستگیشونو و‌نگرانی های کاذب رو کم کنم‌،بااینکه مادر پدرا همسشه نگران بچه هاشون هستن،اگر بتونم یه اسنپ مطمعن پیدا کنم بهش میگم این مدت بچه هارو ببره بیاره ولی نمیتونم اعتماد کنم.عصرها کلاس عصر هم چون پیاده میرن،محله یه نمه ناجوره،براهمون خودم میرم تا اونم کم کم راه بیفتن،دورادور ،اینجا هم بچه هارو بزارم خودشون رفت و آمد کنن.خدایا در راس همه اینها خودت مراقب همه بچه ها ،جوانها،مردم و ما باش.آمین..

این وسط،هم یه دکور وسط لپم کم بود.والا🫤🫤🫤🫤🫤🫤🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️🙄🙄🙄



تاريخ : چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ | 1:26 | نویسنده : سارا |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.