سر شب رفتیم برا بچه ها لباس زیر بخریم، مسیر یه فروشگاه کیف وکفش بود قیمتا به راه بودن،از کیفایی که میخواستم داشت،یه کیفی که سایز مناسب باشه و هم کوله بشه هم دستی، هم دوشی،اینا فقط متاسفانه دستی و کوله میشدن،دوشی نمیشد ،ولی بازم من دلم خواست بخرم، اما جناب همسر مخالفت کرد،خدایی ناراحت شدم،بهش هم گفتم تو که میدونی من چقدر دنبال چنین چیزی بودم،میدونستی که چقدر دوس دارم ی کوله جمع وحور خانومانه داسته باشم ولی باز تومخالفت کردی،اگر ذره ای نسبت به من علاقه داشتی و دوسم داشتی به علاقه و احساس من اهمیت میدادی و برام میخریدی،ولی تو نخواستی،میدونم که پولشم داشتی،ولی نخریدی چون دوستم نداری و برات مهم نیستم،هیچی ،برگشت گف اولا مگه تو بچه ای،دوما از مدلاش خوشم نیومد براهمون!!!این شد دلیل!!مرد حسابی خوبه من هیکل گنده ندارم،بعدش کوله پشتی جهت راحتی هست،نه سن و سال.من با بچه ها بیرون رفتنی ،کیف کوچک برداشتنی جا نمیشه،بزرگ هم ی جور دیگه دست وپا گیر میشه، ولی جناب همسر تونخریدی و توجیه هم قبول نیست،بهش گفتم فروشگاه به خودت و نظرت احترام گذاشتم نخواستم شخصیتت تخریب بشع،ولی مطمعن باش خودم برا خودم میگیرم حالا یا حضوری یا از نت،مدلای مختلف رو نیگا میکنم، از شعر خودمون هم نشد،از حای دیگه،ولی میخرم...بچه ها و من بستنی هم خواستیم ،اونم از اونایی که من میخواستم نخرید،باب دلشو خرید منم نخوردم..خلاصه واقعا ناراحت شدم، یعنی چی!!
درباره وب

خدایا.....عاشقتممم خداجون.
اما من.....
یکی از آدمهای روی زمین...
من گاهی..
غمگین ترین آدم روی زمین ام
گاهی شادترین
گاهی افسرده ترین
گاهی بی ریختترین
گاهی زیباترین
گاهی خوب ترین
گاهی منفورترین
گاهی لجبازترین
گاهی مهربانترین
گاهی خسیسترین
گاهی ولخرج ترین
گاه حسود ترین
گاهی بی هواترین
گاهی سست ترین
گاهی باانگیزه ترین
گاهی بی کس ترین
گاهی شلوغترین..
اما ته اش من خودم هستم..
با یک قلب گرفته و یکبغض مانده..
من یک آدمی هستم که خود نیز نمیدانم که هستم..
من ملودی زندگی هستم..
گاهی ساز کوک
گاهی ساز ناکوک
گاهی تنها و حزین
گاهی رقص کنان
من در میان آواها...صدای ساز هستم..
من..من هستم..همینی که هستم..
هرقدر بزرگ...
ولی کودکانه...
نه شیک و مجلسی..
و این جریان من هست
جریان خروشان من..
گهی تند..
گهی آرام..
ادامه دارد با تمام من های من
در این زندگی...
تا نمیدانم کجا...
و ای انتهای من...
من تا کجا با تو خواهم بود...
انتهای زندگی ام.....نمیدانم
و همچنان میخروشد ..
این زندکی ..این من...
.......
هر وقت دیدی ماه ها از آخرین پست و نوشته من گذشته...،،،،،
بدون من دیگه تو این دنیا نیستم..هیچکسی از وجود وبم خبر نداره ...
..وحشی دوست داشتنی....سارا..
موضوعات وب
فال حافظ
رتبه الکسا
ویژه ماه اسکین
ساعت
تاريخ : جمعه ۲۰ شهریور ۱۴۰۵ | 2:52 | نویسنده : سارا |
آخرین مطالب
جستجو
ذکر ایام هفته
ربات مترجم
آرشیو مطالب
حامیان ماه اسکین
امکانات وب
