🌻🌻

نوشته های قاطی پاتی  من از من

کیف.

سارا
🌻🌻 نوشته های قاطی پاتی  من از من

کیف.

سر شب رفتیم برا بچه ها لباس زیر بخریم، مسیر یه فروشگاه کیف و‌کفش بود قیمتا به راه بودن،از کیفایی که میخواستم داشت،یه کیفی که سایز مناسب باشه و هم کوله بشه هم دستی، هم دوشی،اینا فقط متاسفانه دستی و کوله میشدن،دوشی نمیشد ،ولی بازم من دلم خواست بخرم، اما جناب همسر مخالفت کرد،خدایی ناراحت شدم،بهش هم گفتم تو که میدونی من چقدر دنبال چنین چیزی بودم،میدونستی که چقدر دوس دارم ی کوله جمع و‌حور خانومانه داسته باشم ولی باز تو‌مخالفت کردی،اگر ذره ای نسبت به من علاقه داشتی و دوسم داشتی به علاقه و احساس من اهمیت میدادی و برام میخریدی،ولی تو نخواستی،مید‌ونم که پولشم داشتی،ولی نخریدی چون دوستم نداری و برات مهم نیستم،هیچی ،برگشت گف اولا مگه تو بچه ای،دوما از مدلاش خوشم نیومد براهمون!!!این شد دلیل!!مرد حسابی خوبه من هیکل گنده ندارم،بعدش کوله پشتی جهت راحتی هست،نه سن و سال.من با بچه ها بیرون رفتنی ،کیف کوچک برداشتنی جا نمیشه،بزرگ هم ی جور دیگه دست و‌پا گیر میشه، ولی جناب همسر تو‌نخریدی و توجیه هم قبول نیست،بهش گفتم فروشگاه به خودت و نظرت احترام گذاشتم نخواستم شخصیتت تخریب بشع،ولی مطمعن باش خودم برا خودم میگیرم حالا یا حضوری یا از نت،مدلای مختلف رو نیگا میکنم، از شعر خودمون هم نشد،از حای دیگه،ولی میخرم...بچه ها و من بستنی هم خواستیم ،اونم از اونایی که من می‌خواستم نخرید،باب دلشو خرید منم نخوردم..خلاصه واقعا ناراحت شدم، یعنی چی!!



تاريخ : جمعه ۲۰ شهریور ۱۴۰۵ | 2:52 | نویسنده : سارا |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.