🌻🌻

نوشته های قاطی پاتی  من از من

پاییز ۱۴۰۵

سارا
🌻🌻 نوشته های قاطی پاتی  من از من

پاییز ۱۴۰۵

پاییزی که منتظرش بودم رسید..با درس و‌ مدرسه و کتاب و مشق، همراه با گردو و ...قسمت تلخ ماجرا،حال ناخوش مادرم،مامانم دست و پاهاش ورم داره،دکتر نمیره،ازمایشاتشم نداده،میترسم از کلیه هاش باشه،بابا هم گاها خلقیاتش بهم میریزه فقط میگم طفلی مادررررر،خونه مادر رو تقریبا از نظافت تموم کردیم،مونده دوتا فرش خودمو ببرم بشورم،اونم موند بعد تموم شدن گردوها، اخه الان حیات مادر اینا بهم ریخته هست،بهرحال،اماااااا امان از گرونی،هفته پیش چندتا دفتر و مداد رنگی ساده شده یه میلیون ۹۰۰،امروز هم دوتا جامدادی و دوتا دفتر نقاشی و‌دوتا مداد فشاری با دوتا دفتر یادداشت،شد یه میلیون ۸۱۵هزار!!افتضاااااح قیمتها،پارسال با ۳،۴ تومن کلی لوازم مدرسه گرفته بودم،هییییییی دنیا،ظهر گفتن بچه ها برن مسجد جامع شهرمون اجرا دارن،به ایتادشون گفتم نمیرسیم، اما اسم بچه هارو‌نوشته،ان شاءالله شرایط فراهم میشه،زودی میریم و زووود اجرا میکنن و زود برمیگردیم،البته از داداش پرسيدم وضعیت اوکی باشه،صبح بعد رفتن بچه ها به مدرسه خودم برم خونه مادر،ظهر هم برگردم بعد اجرا باز بریم،ببینم برادر جواب میده.خدایا من تو این دنیا کسی رو‌جز تو ندارم خودت مشکلاتمون رو‌حل کن.رزق و روزی مارو خودت برسون،ما غیر تو کسیو‌نداریم..آخ پاییز قشنگم،ان شاءالله بعد تموم شدن کارام،میام تو پارک کنار رودخانه یه چرخی میزنم...خدایا دنیارو قشنگ کن..پاییزمون رو ختم به خیر کن،مراقب مادرم و عزیزانم باش.آمین.



تاريخ : یکشنبه ۵ مهر ۱۴۰۵ | 1:12 | نویسنده : سارا |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.