🌻🌻

نوشته های قاطی پاتی  من از من

برای داداش کوچیکه

سارا
🌻🌻 نوشته های قاطی پاتی  من از من

برای داداش کوچیکه

داداش کوچبکم،برادر عزیزم،عزیزتر از جانم،میدونم خیلی مظلوم واقع شدی،میدونم خیلی در حقت ظلم شده،میدونم داری میسوزی و میسازی، میدونم روزهای سختی داری سپری میکنی،جان خواهر،همشو میدونم،..الان بغضم برات سنگینی میکنه،دلم برات پر میکشه،بااینکه اومدم خونه آبجی دیدمت،ولی همش نگرانتم.میترسم برات اتفاقی بیفته..میدونم شاید تو هم روزی بشی مثل برادر بزرگه،یادمه یه وقتایی برا اون چنین غم و غصه ها میخوردم، اما الان اون چی!!!انگار ن انگار که خواهری داره،عیبی نداره.خوش باشه،الانم برا تو،قلبم داره از جاش کنده میشه،کاری ازم برنمیاد،جز دعا کردن..از خدا میخوام برات گره کشایی کنه،اگر حرفمو اجابت کنه.میدونم پدرم بهت بدهکاره،میدونم اخلاق بابا خوب نیست،میدونم بابا با رفتارهاش اذیتت میکنه،از خدا میخوام بهت صبوری بده و گشایشی تو‌کارات ایجاد کنه.حرفات امشب که بهم زدی دلم رو واقعا داغون کرد،امشب خواستم بغلت کنم و گریه کنم و بگم بخدا درکت میکنم ولی نتونستم فقط حرف زدیم از یختی هایی که این مدت کشیدی،از بی پولی هات تا ایرادگیری های پدر..پدر پیر شده،مثل بچه ها شده ...من گاها میگم ابا به دو‌نفر خیلی بدهکاری اولش مادرم دومیش تو..داداشی ببخش نمیتونم با بابا مقابله کنم،کاش میتونستم بابا رو‌متقاعد کنم متوجه رفتارهای اشتباهش یشع،‌ولی تا ی چیزی میگی بابا دلخور میشه و دق و دلیشو سر مادر خالی میکنه..برادر جانم من امیدم بعد خدا به توهست،منتظر تو لودیم برا درمان مادر که اونم پدر، آه پدر....ی رکعت نماز شب خوندم،برای تو و مادر دعا کردم امیدوارم خدا اجابت منه،برا مادر و برادر کوچیکه گره گشایی گنه،خدایا داداشمو از این امتحان،شرایط،سخت نجاتش بده..داداش من دلش بزرگه،درسته باهم‌جنگ و جدل و‌بحث و‌..میکنیم اما داداشمه،خدایا خودت درستش کن توروخدا....خدایا قلب من ،داداشمه،خودت برا قشششنگ درستش کن...



تاريخ : شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵ | 3:4 | نویسنده : سارا |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.