فردا ببینم بتونم زود بیدار شم،البته هماهنگ شم یکی بهم بزنگه🤪🤪،برم دکتر مادر رو ببینم،هم شرح حال مادر رو بدن،از وضعیتش، پاهاش ورم کردن،درد بدنش بیشتر شده،همم لگن انسولین هاشو براش بنویسه ،همم آزمایش براش بنویسه.ببینم برادمابقی مادر همکاری میکنه،وضعبت چشماش هم که اونطور رها شده مونده.یکی از قرصهایی که بهداشت برا وضعیت استخونهاش داذه رو نکه داشتم به دکترش نشون بدم ببینم اینا تاثیر مخرب میزارن یان....خدایا خودت کمکش کن.حالا تو این گرما حسشو خدایا بده ،اگر بتونم برم،میخوام یه دور هم مجردی بگردم،خیلی وقته نرفتم راحت بگردم،پول که ندارم چیزی بخرم،ولی نیگا کردن که مفتیه،و چادر خواهرمم که تازه خریده ولی لک داره هم به فروشنده بگن،چون موقع خرید گفتم اینو عوض کنید،گفتش نه ،لک خام هست بشوری میره، آبجی میگه شسته نرفته،خودش اینجا نیست، تهران هست.🙂🙂🙂
روزی که گذشت رفتم خونه مادر،قرار بود نرم چون عصر بچه بزرگه کلاس داره،نمیخواستم برم ولی بخاطر قرصهای مادر که پیش من بود و بايد بهش میرسوندم،و خواهر کوچیکه زنگید ،رفتم ،دیگع عصر بخاطر گرما حسش نبود بیام وعملا کلاس بخاطر گرما از دست رفت. واقعا گرمه،بوی آدما هم افتضاااااح،🫤🫤🫤🫤😷😷😷😷😷😷😷
اهان شاید نتها مجدد قطع بشه،نمیدونم،خبرها ضد ونقیض هست،اگر نت رفت و عمر منم رفت،حلال کنید.🫠🫠🫠🫠

