🌻🌻

نوشته های قاطی پاتی  من از من

قاطی از روزمره‌

سارا
🌻🌻 نوشته های قاطی پاتی  من از من

قاطی از روزمره‌

بهتره وقتی حرف میزنی،یا تعصب میخوای نکه داری،ببین تعصب چیو‌کیو داری نگه می‌داری،ببین آیا ارزششو داره،ارزش داره که تو‌جمع بخوای بخاطر تعصب بیجای یکی،آدمو خرد کنی!واقعا ارزششو داره.خودتم میدونی چه گندی زدی،اما نمی خواستی به روت بیاری ،ولی من به روت آوردم، بعدا نگی چته!!بفهمی چمه،ولی بعید میدونم!

از نصف شب،همون بعد اذان،حوالی ۳.۳۰اومدیم خونه مادربزرگ همسر،نذری دارن،اومدم کمک،همون مه برا سبزی دعوتم کرد،خوشحالم خوشحالم، چون معتقدم برا نذری امام حسین کمک کردن باید امام‌حسین دعوتت کنه،خوشحالم دعوتم کرده،ان شاءالله مولا آزمون قبول کنه،نذرم سلامتی چشمان مادرم،سلامتی عزیزانم.کنارش هم هرجی بده،خیره🤗🤗☺️☺️

اشغالای حاج خانوم رو‌اول صبح گذاشتم بیرون،استکان و ظرفهارو‌شستم و ظروف برنج آبکشی کلی سبد و تشت ..همه رو‌شستیم،کلا خیس بودم،اما خشک شد.خلاصه خوشحالم. بچه ها خونه خوابن،بعد بیدارشدن،قراره پدر همسر بیارتشون دم ظهر .ببینم تا کی اینجام،برا شستن دیگ ها هم میمونم یا ن،ولی برا سرو و‌پخش آن شاءالله اینجاییم.خدایا ازمون در راه امام حسین بپذیر ..آمین

دیشب محلمون‌غوغا بود،هیت شهر محله ما بودن،ولی من نتونستم برم،بخاطر امروز، تا۱.۳۰دم پنجره جماعت و‌ماشین‌ها..نظاره می کردم.ولی نشد برم، عیبی نداره.عوضش اینجام..



تاريخ : سه شنبه ۲ تیر ۱۴۰۵ | 6:54 | نویسنده : سارا |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.