ذوق فردا رودارم،چون قراره مادرمو ببینم،چقدر دلم برا کنارش بودن تنکه،درسته چند روز پیش، ی توکه پا رفتم دیدمشون،ولیییییی وقتی نشینم باهاش چندساعت،صحبت نکنم،چایی نخورم،انگار سالهاست ندیدمش ،دلم برات تنگ شده مامان،کاش خوب بشی،کاش...کاش میتونستم کاری برات انجام بدم،تو بخاطر من خیلی سختی کشیدی،خیلی ،کاش توانایی داشتم،نجاتت میدادم،خدایا مراقب مامانم باش،ماه محرم هستیم،و شب ذکر آقا علی اکبر،شما اهل حرم برا مادرم دعا کنید که خدا حالشو خوب کنه.دوستت دارم مامان.
تاريخ : یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ | 3:2 | نویسنده : سارا |

