چند روز پیش رفتم برا خودم شال وروسری مشکی محرمی بخرم،یه دونه هم برا مادرم خریدم،یکیش هم برا مادرشوهر، گفتم دلشونو شاد کنم،اخه مادرم خیلی وقت بود میخواست ی روسری خوب مشکی بخره عید هم فرصت نکردم بخرم براش ،براهمون محرم خریدم،حالا نمیدونم از سلیقه من خوشش اومد یا ن!مادرشوهر هم گفتم مثلا عمل کرده و...چشم انتظاره،یعنی منظورم اینه انتظار داره بقیه بهش محبت کنن،ی جوری درکش میکنم،براهمون برا اونم گرفتم، ظاهرا خوشش اومد حتی خواستم با شال من عوض کنه،بعدش منصرف شد!بهرحال،دیگه کفگیرم ته قابلمه رسیده،برا صورتم ی کرم درماتیت لازممه،اول ی برآور هزینه کنم بعد اقدامات بعدی.
خدایا تو خوبی،مراقب مامانم باش،....خوابم میاد،حرفام یادم رفت🥱🥱🥱🥱🥱🥱🥱،نمازموخوندم،بخوابم..خنکی دمدمای صبح ،لذت بخشه..
تاريخ : شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ | 5:23 | نویسنده : سارا |

