مادرم زنگ زده،خواستم کمس باهاش بحرفمحالمخوب بشه،بجاي خوب کردن حالم،جامی بودنم،قوت قلب بودن،یه جوری. زفتار میکنه،ی جوری برخورد میکنه انکار با ی دختر بچه ۱۵.۱۴ ساله طرفه،مادر من شد ی بار بگی کار خوبی کردی،شد س بار بگی از حقت دفاع کردی ..چرا ته دلمو خالی میکنی،من الان نیاز دارم به یه حامی،به یه قوت قلب،به یکی که بهم بگه افرین کارت درست بود...دلم میخواد الان یکی باشه بشینه من هی بگن زار بزنم حالی بشه دلم،،نه اینکه چون نمیخوامکشی بفهمه چقدر از درون بهم ریخته بشینم یواشکی گریه کنم..خدایا چی میشد ی بار فقط ی بار مامانم بگه ای ول.نترس،گنارتم،اصلا الان ک اینجوری شده پامیشم همراه داداشت میام،اصلا داداستو میفرستم بیاد ببینه کی به تو،بچه ات چپ نیگا کرده..همیشه گفتی ..هیییسسس،ساکت، صدای زن ،صدای خانم نباید شنیده بشه،میگن بی حیاست.. مامان من خسته ام..خسته ...حالمو بفهم..دارم از درون متلاشی میشم...دارم دق میکنم..چرا نمیفهمی منو..من الان نصیحت نمیخوام..من به زور خودمو نگه داشته بودم بغضم نترسه.. ولی تو هییییی من نصیحت میکنی حس کم بودن،حس زشت بودن،حس ناکافی بودن میدی بهم..مامان الان نیاز داشتم بهم بگی دخترم...ببین چطور صلاحه،،ببین حق چطوره،ببین چی به نفعته...مامان منو درک کن....من حالم بده...من نمیدونم کی صبح بشه..
درباره وب

خدایا.....عاشقتممم خداجون.
اما من.....
یکی از آدمهای روی زمین...
من گاهی..
غمگین ترین آدم روی زمین ام
گاهی شادترین
گاهی افسرده ترین
گاهی بی ریختترین
گاهی زیباترین
گاهی خوب ترین
گاهی منفورترین
گاهی لجبازترین
گاهی مهربانترین
گاهی خسیسترین
گاهی ولخرج ترین
گاه حسود ترین
گاهی بی هواترین
گاهی سست ترین
گاهی باانگیزه ترین
گاهی بی کس ترین
گاهی شلوغترین..
اما ته اش من خودم هستم..
با یک قلب گرفته و یکبغض مانده..
من یک آدمی هستم که خود نیز نمیدانم که هستم..
من ملودی زندگی هستم..
گاهی ساز کوک
گاهی ساز ناکوک
گاهی تنها و حزین
گاهی رقص کنان
من در میان آواها...صدای ساز هستم..
من..من هستم..همینی که هستم..
هرقدر بزرگ...
ولی کودکانه...
نه شیک و مجلسی..
و این جریان من هست
جریان خروشان من..
گهی تند..
گهی آرام..
ادامه دارد با تمام من های من
در این زندگی...
تا نمیدانم کجا...
و ای انتهای من...
من تا کجا با تو خواهم بود...
انتهای زندگی ام.....نمیدانم
و همچنان میخروشد ..
این زندکی ..این من...
.......
هر وقت دیدی ماه ها از آخرین پست و نوشته من گذشته...،،،،،
بدون من دیگه تو این دنیا نیستم..هیچکسی از وجود وبم خبر نداره ...
..وحشی دوست داشتنی....سارا..
موضوعات وب
فال حافظ
رتبه الکسا
ویژه ماه اسکین
ساعت
تاريخ : چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۴۰۴ | 2:33 | نویسنده : سارا |
آخرین مطالب
جستجو
ذکر ایام هفته
ربات مترجم
آرشیو مطالب
حامیان ماه اسکین
امکانات وب
