🌻🌻

نوشته های قاطی پاتی  من از من

همبنجوری

سارا
🌻🌻 نوشته های قاطی پاتی  من از من

همبنجوری

فردا مدارس تعطیل،شکر خدا،شاد هم‌نعطیل،یعنی منو سرویس میکرد، وسطش هم خوابم میگیرف شدید،ولی برا بچه ها مجبور بودم،بعد شاد هم میخواستم بخوابم مگه طفلان میزاشتن!!

شکر خدا تا حدودی،مشکل پارکینگ حل شده،شهرداری و‌اداره ثبت گفتن حق با ماست،دیگه بقیشو الله اعلم،نذر کرده بودم،دارم اداشون میکنم هم‌مالی همم قرآن سوره یس بخونم.

از عصر قفسه سینه ام،نمیدونم ریه هست یا گلو حالت قلقلک مانند،شده،سرفه میاد،نمیدونم چم شده!!

یکی از دوستام از ماها ماجر و نحوه خونه دار شدنمون رو‌میپرسید،هرکسی تجربه خودشو گفت..انگار همین دیروز بود که به سختی و مشقت و قرض و‌بدهی خونه دار شدیم،به سختی،با ترس و اضطراب، منی که اهل قرض و وام ..نبودن ولی زندگی چیا بادم داد پ به چیا وادارم کردم و مجبور به تحمل چیا شدم و هستم..اه،زندگی حیلی یه جوره ن،هزار جوره.همه بهم میگفتن این دختره لوس امرپز عروس بشه،فردا برگه طلاق خونه باباشه،ولی به قول بابا میگه زمان و زندگی معلمه،میسازه،وادار نیکنه،مجبور میکنه..منو هم وادار پ مجبور کرد‌‌‌.خدا به همه مستاجرا خونه بده،به منم ی محله خوب و بزرگشو بده.

دیروز رفتم مدرسه و مشکل شهریه رو گفتم،عذرخواهی کردن ‌و گفتن بله حق با شماست،تازه اضافه هم کمک مدرسه دادید،برگشتنی هم پیاده،دبگه فنا شدم،ی جفت دستکش خریدم برا طفل کوچیک، ۳۵۰،ولی ضد آبه، ارزششو داشت،دیگه پولی برام نمونده ،احتیاط کنم تا قسطارو‌ برسونم،حالا چیز خاصی هم نمیخرم صرفا اسنپ!قرصهای مادر رو هم گرفتم ببینم فردا میتونم برم یا ن،قرصاشو‌بدم،البته اگر برف بباره بهتره،اونجا لچه ها برف بازی کنن،از معایب آپارتمان و‌بی حیاطی،البته دیشب واستادم دم در و بچه ها ی نمه برف بازی کردن،اصلا بارش برف و‌بارون ی حس خاصی میده،دوسش دارم...

الانم ظرفا مونده کلیییی ،ی دوش میخواستم ولی هوا سرده،بمونه فردا حس ظرف شستن هم ندارم،بمونن فردا، شایدم شستم..نمید‌نم!خدایا باز برف بباره،ولی برف با خیر و برکت باشه..

🥛🥛☕️☕️🫖🫖🍴🍴🍽🍽🥄🥄🫙🫙🫙

در نهایت ظرفامم شستم🙂🙃



تاريخ : چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ | 1:48 | نویسنده : سارا |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.