کتابهای بچه هاروجلد چسبی زدم فردام میدم سیمی کنن،اینطوری کتابا راحت باز میشن،حالا یکی گف روش همجلد پاپکو بزن،دیدم هزینه ام زیاد میشه،فعلا بدوم جلد پاپکو،تلقی رضایت دادم،،جالبه زمان ما چنین سوسول بازیابی نبود،زمان ما نایلون میگرفتیم روجلد کتابا،نایلون ضخیم مخصوصا جلد،حالا برخیا خیلی میخواستن ادایی باشن وباکلاس طور، اول برخی دفتر کتابا کاغذ کادو میگرفتن روش هم نایلون ،بعدها چسب ۵سانتی مد شد،هرکسی ادعای باکلاس بودن و چیزفهم بودنش میشد از چسب ۵ سانتی ها میزد به دفترکتاباش،من تو همون عوالم مونده بودم تا وقتی ۵سال پیش بچم اولین بار رفت پیش دبستان،همچنان من چسب زدم ۵سانتی ها،به عنوان جلد،آبجی بزرگه ی روز خونه مادر دید وگف ع چرا چسب زدی؟چرا جلد آماده نزدی!گفتم اون چیه!گفت الان دیگه جلد آماده میزنن،اونام چسبن،ولی یکنواخت چسب ان،اندازه کتاب،حالا طرح های مختلف داره،سال بعدش کلاس اول رفتنی جلد آماده خریدم بار اول هم تعجب کرده بودم همم سخت بود برام، ولی الان ن،راحت،تا اینو یاد گرفتیم،مد جدید شد جلد پاپکو ،جلد تلقی!چرا زمان ما درس خوندن،به خودی خود سخت بود،زیاد هزینه بر نبود،اما مطالبش سخت بود،چون هیچ راهی جز معلم نبود، الان ولی درس خوندن راحته،ولیییی هزینه بر🥴🥴حالا لباس ورزشی هم نخریدم🤦🏽♀️ درس خوندن ومدرسه رفتن فعلی هزینه بره،از وسایل ضروری و غیرضروری گرفته تا تغذیه خاص و برنامه های فوقالعاده..حالا من فناعت میکنم...خدا پرروزی کنه بچه هامون رو...بهرحال زمان ما و الان فرق کرده ،عوض شده..
درباره وب

خدایا.....عاشقتممم خداجون.
اما من.....
یکی از آدمهای روی زمین...
من گاهی..
غمگین ترین آدم روی زمین ام
گاهی شادترین
گاهی افسرده ترین
گاهی بی ریختترین
گاهی زیباترین
گاهی خوب ترین
گاهی منفورترین
گاهی لجبازترین
گاهی مهربانترین
گاهی خسیسترین
گاهی ولخرج ترین
گاه حسود ترین
گاهی بی هواترین
گاهی سست ترین
گاهی باانگیزه ترین
گاهی بی کس ترین
گاهی شلوغترین..
اما ته اش من خودم هستم..
با یک قلب گرفته و یکبغض مانده..
من یک آدمی هستم که خود نیز نمیدانم که هستم..
من ملودی زندگی هستم..
گاهی ساز کوک
گاهی ساز ناکوک
گاهی تنها و حزین
گاهی رقص کنان
من در میان آواها...صدای ساز هستم..
من..من هستم..همینی که هستم..
هرقدر بزرگ...
ولی کودکانه...
نه شیک و مجلسی..
و این جریان من هست
جریان خروشان من..
گهی تند..
گهی آرام..
ادامه دارد با تمام من های من
در این زندگی...
تا نمیدانم کجا...
و ای انتهای من...
من تا کجا با تو خواهم بود...
انتهای زندگی ام.....نمیدانم
و همچنان میخروشد ..
این زندکی ..این من...
.......
هر وقت دیدی ماه ها از آخرین پست و نوشته من گذشته...،،،،،
بدون من دیگه تو این دنیا نیستم..هیچکسی از وجود وبم خبر نداره ...
..وحشی دوست داشتنی....سارا..
موضوعات وب
فال حافظ
رتبه الکسا
ویژه ماه اسکین
ساعت
تاريخ : جمعه ۲۸ شهریور ۱۴۰۴ | 2:32 | نویسنده : سارا |
آخرین مطالب
جستجو
ذکر ایام هفته
ربات مترجم
آرشیو مطالب
حامیان ماه اسکین
امکانات وب
