جمعه سپری شد،بالاخره،۸لسفند و ۹ رمضان..بچه بزرگه همون سرودی که چند ماهه تمرین و چندجا اجرا داشتن،امروز تلوزیون به صورت زنده،ولی با صوت غالب ضبط شده،اجرا کردن،اکثریت از اجرای بچه ها لذت بردن..خداروشکر اکثر بچه ها با اتوبوس از سمت موسسه قرآنی رفته بودن یه سریا از جمله بچه من،خودمون بردیم،ساختمان صداوسیما ما نرفتیم چون لیست بچه هایی که داده بودن همراه مربیان،اونا فقط مجوز داشتن،گفتن بخاطر مسائل امنیتی معذوریت دارن از ورد افراد غیر،البته من ماشین بودم نگهبان و مربی به جناب همسر و پدرمادر بقیه گفتن،و البته گفتن اتاق نگهبانی محلی برا همراهان هست که خوب من نرفتم همون ماشین موندم، اجراشون رو از گوشی دیدم،اومدنی هم من افطار گذاشته بودم برا خودمون ولی مسئول گروه که نه،باید بیایید بریم موسسه قرآنی مرکز استان با همکاری همین موسسه افطاری تدارک دیده البته اکثریت لچه ها هزینه روخودشون داده بودن،منم مثلا هزینه افطاری بچمو داده بودم که کس دیگه جاش برع مثلا ثوابی بکنم اونم قسمت خودمون شد،ولی تصمیم گرفتم هزینه رو به عنوان کمکی به خوده موسسه پس بدم،بهرحال رفتیم و برگشتنی دیروقت بود سرراه دوتا مغازه مانتو فروشی رصد کردم بابا قیمتهای مرکز استان کجا،شهر ما کجا،بجانم کت سارافون خوشگلی که اونجا ۳ تومن بوشهر ما بالای ۵ تومن نیدن،ی مانتو ساده منجوق حک شده اونجا ۸۰۰.۹۰۰.۱تومن،اینحا کمش۱۵۰۰،حیف دیروقت شد نتونستم برم جاهای دیگه،دوتا جارو دیدم ،نپسندیم،یعنی رنگشون اکثرا مشکی،منم مشکی طور نیستم،مشکی دارم دوست دارم رنگ دیگه داشته باشم،ی بارونی خوشگل داشت،۱۵۰۰،اینقدر قشنگ بود حیف کوتاه بود براهمون برنداشتم رنگ مغز پسته ای بود.بهرحال برگشتیم ولی خسته شدم،سر و شکم درد گرفته ی ناپروکسن ۵۰۰ خوردم هم میکنه همم شارژه،ی دوش بگیرم،فردام ان شاءالله مادر اینا میرسن، اگر فردا بتونم از خواب بیدار شم میرم دنبال بچه ها از اونجا منزل مادر،اگر نتونم بیام خونه از خونه بریم،ولی خونه هم بیان دیر وقت میشه!!!الهی که بتونم بیدار شم برم دنبالشون.تلفتی با مادر حرفیدم شکر خدا از صداش جس کردم بهتر شده هم روحی همم جسمی،البته جسمش بخاطر این یه هفته استراحتی بوده که داشته،وگرنه باز برسه شروع میکنه به شستن پختن ...باز بدن استراحت نداره و.....هی خدا..ممنون که اسباب درمان مادرمو فراهم کردی.
بچه ها میگن هفته دیگه بریم،خستگی راه اگر نباشه، پول هم زیاااااد داشته بتشم،چرا که نه،قیمتای اونجا کجا،شهر ما کجا..اماااااااا امان از بی پولی..آدم مغازه بزنه بره از اونجا جنس بیاره با سود پایین بفروشه، خدایا شکرت.

