🌻🌻

نوشته های قاطی پاتی  من از من

۷۸۳ غم دلتنگی مادرانه برای بچه هایم..

سارا
🌻🌻 نوشته های قاطی پاتی  من از من

۷۸۳ غم دلتنگی مادرانه برای بچه هایم..

داشتم اینستا گردی میکردم، یهو‌کلیپی دیدم پسر نابینا برای مادرش آهنگ خونده بود:کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم...یهو ی رعد وبرقی از ذهنم‌گذشت که: ی روزی میرسه و‌منم بالاخره مرگ رو‌تجربه میکنم و چقدر اون روز برا بچه هام دردناک‌ترین و سخت‌ترین و بی قرارتربن خواهد بود..وفتی که بیان و ببین دیکه مادری نیست،زنک بزنن صدای مادر رو‌نشنون،دلشون تنگ بشه دیگه منی وجود ندارم که براشون مادری کنم ...چقدر برای دلتنگی های بچه هام برای روزیکه نیستم بغضم گرفت و‌گریه کردم..پدر مادر هرچه باشن خوب یا بد،باز خوب و خوشی دارن که بچه هاش دلتنگ وجودش،صداش،محبتش،غذاش،چایی اش ...بشن و روزیکه اینا نیستن دردناکترین هست..خدا اون روز مراقب بغض سنگین و بی کسی ها و دلتنگی های بچه هام باش..روزیکه با بغض صدام میزنن و‌هق هق گریه که کجایی و‌من دستم کوتاه برای بغل کردنشون🥺🥺..و البته خدایا سفر من به دنیای آخرت قبل از عزیزانم مخصوصا بچه هام باشه..الهی آمین..

یعنی تا حالا از این زاویه نیگا نکرده بودم که ی روزی هم یه نفر،یه آدمایی شدیدددددد دلتنگ من خواهد بود...



تاريخ : شنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۴ | 3:25 | نویسنده : سارا |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.