باز سردردهای دردناک همراه با تهوع.
صبح سختم بود از خواب بیدار بشم ولی رفتیم باغ،سنجد و زالزالک چندیم، ظهر اومدم خونه،منو داداش کوچیکه وآبجی کوچیکه،سپار بر نیسان،برگشتنی هن بابا با ما اومد، ما پشت نشستیم ولی خرد وخمیر شدیم،بچه ها بعد مدرسه رفته بودن خونه مادرشوهر،بااینکه کلید داشتن ولی کلید در وردي در اصلی رونداشتن کسی هم از اهالی نبود باز کنه،،،رسیدم زنگیدم برگشتن،اول بزرگه،بعد کوچیکه، عصرم مادر رو بردم دکتر راجع کمر ودرد زانو و دیسک ..گفت افتضاااااح هست اصلا عمل هم جواب نمیده،دارو داده، دست منه،ببینم فردا میتونم ببرم،از سردرد کلافه میشم،خونه بهم ریخته،نتونستم مرتب کنم،همبن که به درس مشق بچه ها برسم،نقاشی دفتر جهت تزیین برا املا حرف آب😳😳😳🙄🙄🙄به قول اینستا چسی چسی چه افاده ها!!!،فلان کارو بکنید بهمان کار،حالا معلم اینا زیاد نمیگه!ولی کاردستی حرف آو ا و آناناس درست کردم،برا ب و بادبادک،امروزم که نقاشی برا املا، واااااااا رفتم،الانم مسکن خوردم ببینم خوب میشم،آشپزخانه بهم ریخته.چراغ روشنه یکی خاموش کنه.🥲🥲😭😭😭🤕🤕🤕🤕حالم بده،بخوابم ان شاءالله فردا صبح رود بیدار بشم وسایل بچه هاروآماده کنم،۲۰۰تومن هم پول نقد برا تهیه پوشه بچه ها گفتن بدیم اونم نقد!!بابا کارت میکردید دیگه!!، فقط خواستم سنجد و زالزالک اینجا بمونن،مخصوصا برا داداش خوش گذشته میگه از فردا تنها بیام تنهایی خوش نمیگذره جاتون دیده میشع!گفتم عیب نداره صبح بیا ولی تا قبل۱ظهر برسیم خونه،بچه هام از مدرسه میان خونه باشم.فعلا سکووووت کرد...🤔🤔آآآآآسییی سردرد و تهوع،این تهوع چیه احه!!نمیدونم همه سردرد با تهوع دارن یا فقط،من!!🤕🤕🤕..خدایا سلامتی نعمت بزرگیه، ازمون نگیرش..آمین

